بررسی اصطلاحات در نقاشی

در دنیای نقاشی کلمات نا آشنای بسیاری وجود دارد که ممکن است در مقالات و کتابهای هنری به آنها برخورد کنید. ندانستن معنی صحیح این کلمات ممکن است یک فرد معمولی دوستدار هنر را بسیار گیج کند. حال با بخشی از اصطلاح های نقاشی آشنا خواهیم شد.

مدل (modello): مدل نسخه مینیاتوری هر پروژه هنری و مراجعی برای نسخه بزرگتر و نهایی است. در هر زمینه از هنر مدلها به طور گسترده مورد استفاده قرار میگیرند و با نامهای متفاوتی شناخته می شوند.

ماکت ها (maquettes) : ماکتها مدلهای کوچکی از مجسمه هستند. ماکت ها معمولا دارای جزییات کار اصلی نیستند و معمولا یک طرح کلی از مجسمه نهایی را نمایش می دهند.

طرح (schizzo) : طرح ها بسیار شبیه کارتون هستند اما در زمینه اجرا تفاوتهایی باهم دارند. واژه فرانسوی schizzo به معنی درفت اولیه از هر ایده نقاشی است که به طور کلی و حدودی روی کاغذ نقاشی شده باشد. در حالیکه کارتون ها نقاشیهای کامل و رنگی و واقعی هستند که در اندازه های کوچک کشیده می شوند.

ریکوردو (ricordo) : ریکوردو یک واژه ایتالیایی است در دوران رنسانس. زمانیکه کارگاه های هنری بسیاری برای پروژه های بزرگ و هر نوع اثر هنری دایر بودند مورد استفاده قرار میگرفت. این کارگاه های هنری از هر کار انجام شده شان یک نسخه مینیاتوری برای داشتن سوابق تهیه و نگهداری میکردند. به این سوابق در زبان ایتالیایی ریکوردو میگفتند.

نسخه اولیه (prime version): هر قطعه اثر هنری از هر شکلی از هنر میتواند تکرارها و یا نسخه های بسیاری داشته باشد. گاهی از هنرمند درخواست میشود برای مکان های مختلف نسخه های متعددی از کار خود تهیه کند. گاهی باید اشتباهات کار اولیه اصلاح شود و گاهی لازم است برای ایجاد تنوع یک نسخه از همان کار با زمینه ای متفاوت خلق شود.

برای مثال هنرمند سوییسی آرنولد بوکلین (arnold bocklin) پنج نسخه از نقاشی معروفش "جزیره مرگ" نقاشی کرده بود.ادوارد مانک نیز پنج نسخه از نقاشی معروف "جیغ" کشیده بود که یک نسخه آن لیتوگراف بود.

به اولین نسخه از هر مجموعه آثار هنری prime version  میگویند.

اصطلاحات رنگ

 

شدت رنگ: شدت رنگ مربوط به پررنگی و کم رنگی آن است. رنگهای اصلی دارای بالاترین شدت رنگ یا درخشندگی میباشند.

ارزش رنگ: روشنی یا تیرگی رنگهای مختلف را ارزش رنگ میگویند. رنگهای تاریکتر و شفافتر از نظر بصری سنگین هستند و وزن بیشتری از رنگهای روشن تر و خفه تر دارند. رنگهای تیره کوچکتر از رنگهای روشن بنظر می آیند.

ته رنگ: ته رنگ (hue) اسامی رنگهای مختلف مثل قرمز و آبی یا سبز است.

رنگهای سرد و گرم: شاید صحبت از گرمی و سردی رنگ عجیب به نظر برسد. اما تجربه علمی نشان داده است که در یک اتاق سبز یا آبی (سبز و آبی جز رنگهای سرد هستند.) احساس سرما به انسان دست میدهد. در حالیکه اتاقی به رنگ قرمز یا نارنجی حس گرما را در انسان بیدار میکنند. در حقیقت رنگهای سرد گردش خون را کند میکنند و رنگهای گرم باعث سرعت جریان آن میگردند. برای نمایش اجسان نزدیک از رنگهای گرم و برای نمایش اجسام دور از رنگهای سرد استفاده میشود. رنگهای سرد مانند انواع آبی ، سبز و بنفش. رنگهای گرم مانند انواع زرد، نارنجی و قرمز

رنگ مایه: رنگ مایه یا تنالیته درجات مختلفی از رنگ میباشد که با نور منعکس شده از ماده رنگی رابطه دارند. درجات مختلف رنگ را یک بار به وسیله ترکیب با سفید و نیز به وسیله رقیق کردن رنگ با آب میتوان به دست آورد.

رنگهای اصلی و فرعی: رنگ اصلی رنگی است که آن را از ترکیب رنگهای دیگر نتوان بدست آورد. براساس تئوری کلاسیک رنگ، رنگهای اصلی عبارتند از: قرمز، زرد و آبی. از حیث نظری با استفاده از این سه رنگ و افزودن رنگ سفید ، تمام طیف های رنگی را میتوان بدست آورد. رنگهایی که مستقیما از ترکیب رنگهای اصلی بدست می آیند به رنگهای فرعی موسومند و عبارتند از : نارنجی، بنفش و سبز.

رنگهای مکمل و متضاد: دو رنگ مکمل دو رنگی هستند که تمام طیف های رنگ را در خود داشته باشند. مثلا رنگهای سبز و قرمز دو رنگ مکمل یکدیگرند. و سبز ترکیبی از زرد و آبی است. و با ترکیب سبز و قرمز ما میتوانیم تمام رنگهای طیف را بدست آوریم. بنابراین رنگ مکمل هر رنگ عبارت است از ترکیب دو رنگ اصلی دیگر. هر دو زوج رنگ مکمل با یکدیگر متضاد نیز میباشند. یعنی در کنار یکدیگر اختلاف شدیدی را به چشم می آورند. به طور مثال در یک فضای وسیع رنگ سبز چند لکه کوچک قرمز به راحتی به چشم میخورد و خود را نمایان میسازد و با درخشندگی تضاد خود را با زمینه سبز نشان میدهد و تعادل لازم را در چشم برقرار میکند. مکمل رنگ زرد ، رنگ بنفش است . مکمل رنگ آبی ، رنگ نارنجی است. در ترکیبات رنگی استفاده از یک رنگ به همراه مکملش نوعی تعادل ایجاد میکند که ویژگی رنگ طبیعت است. اگر مکمل یک رنگ در ترکیب با آن استفاده نشود ، رنگ تخت و غیر طبیعی بنظر می آید.

رنگ خام: به این معنی است که رنگ اصلی مستقیما روی کار استفاده شود.

رنگ پخته: رنگی است که درصدی از هر سه رنگ اصلی رو داشته باشد. به بیان دیگر یک ترکیب رنگ اصلی با درصدی از رنگ مکملش. مثلا برای پخته شدن رنگ قرمز، درصد کمی از رنگ سبز نیاز داریم.

کمپوزیسیون چیست؟

 

کمپوزیسیون به معنی ترکیب بندی است و عبارتست از چگونگی قرار گرفتن عناصر موجود در صحنه از جمله دکورها، اشیا، نور، رنگ ها و شخصیت ها در کنار یکدیگر.

کمپوزیسیون در هنرهای گوناگون به معنای تنظیم جایگاه اجزای یک اثر است که هنرمند برای ایجاد وحدت و تناسب بین بخشهای مختلف اثر خود بکار میبرد. برای مثال یک شهر، یک اثر نقاشی، یک اثر معماری و .... دارای ترکیب بندی های متفاوت ویژه ای هستند که هنرمند برگزیده است تعادل و تقارن و ریتم از عواملی هستند که در کمپوزوسیون به آنها توجه می شود.

ترکیب بندی هر قاب باید همچون هر اثر نقاشی در قالب شکل ها، خطوط، رنگها، بافت، نور، توازن و هماهنگی ارزیابی شود. ترکیب بندی مطلوب میتواند بر دو بعدی بودن فایق آید  و به تصویر عمق دهد و مهم تر از همه، توجه بیننده را به عملکرد های پس زمینه، میان زمینه و پیش زمینه جلب کند.

ترکیب بندی مطلوب عناصر با اهمیت درون قاب را به تماشاگر کوشزد میکند و همچنین به تشدید بار احساسی نما کمک میکند.

ترکیب بندی زیر مجموعه ای از ساختار در یک اثر هنری می باشد. ساختار متشکل از ترکیب بندی فون، پلان ها، نقطه طلایی و .... و درست به هم ربط دادن این عوامل میباشد که حرکت موسیقیاییه زیبایی رو به اثر هنری شما میده. اگر یک اثر هنری دارای ساختاری مناسب نباشه در واقع نمیشه به اون اثر گفت اثر هنری. میشه گفت تمرین. میشه گفت یه کار بازاری. برای کارهای کلاسیک نیز اگر هنرمند عکسی را دید که ساختار درستی نداره، وظیفه دارخکه با قلم و اطلاعات هنری خودش در عکس تغییراتی بده تا یک اثر هنری درست و زیبا خلق کنه.

وجود ترکیب بندی و ساختار درست در یک اثر هنری باعث میشه تا هنرمند حرکت چشم بیننده ی تابلوی نقاشی رو کنترل کنه و در واقع چرخش چشم بیننده با قلم هنرمند هدایت بشه.

 

ادامه نوشته